7) يه نفر ريش داشت به همه چيز رسيد. يه نفر ديگه هم ريش نداشت به همه چيز رسيد. يه نفر هم بود که گاهي وقتا ريش داشت و گاهي وقتا نداشت, بهش گفتن: "تو براي لاي جرز خوبي"!
8) يه نفر بي سواد بود شد رئيس دانشگاه. يه نفر ديگه با سواد بود شد باباي مدرسه!
9) يه نفر درباره عشق نوشت. گفتن: "خدا مرگت بده"!!! اونم رفت مرد. يه نفر هم درباره ي اون دنيا نوشت کلي تحويلش گرفتن زنده شد!
10) يه نفر از اول زندگيش جون کند تا واسه تونست واسه دخترش جهيزيه مناسبي براي دخترش تهيه کنه. بعد دخترش رو کسي نگرفت اون يه نفر از غصه دق کرد و مرد. بعد جهاز دخترش رو فروختن تا تونستن خرج مراسم هفتم و چهلم و سالش رو تهيه کنن
ادامه داره...
منبع:کتاب مارمولک هاي باوجدان
نويسنده:زهرا دري سده

